شمس الدين احمد
75
خزائن الملوك ( فارسى )
آفتاب بمسامتت او نباشد و دران جانب برفها و آبها بسيار فسرده بود و سرما سخت باشد و نيز در ان جانب بيشتر صحارى و جبالست چون از ان بگذرد برودت و يبوست اكتساب كند و باد جنوب حار و رطب ست زيرا كه در معظم معموره مهب او از جانب خط استواست پس قرب خط استوا حرارت مفرط باشد بسبب مسامتت آفتاب در هر سال دوبار در ان جانب بخار بسيارست از ان حرارت و رطوبت قبول كند و باد صبا قريبست باعتدال كه اكثر در اول روز مىوزد و بغايت خوش باشد مائل به برد بسبب برودت شب و آفتاب او را بحرارت خود تلطيف مىكند كه به نسيم سحرى موسوم شود و باد دبور مخالف صباست كه در آخر روز اهتزاز پذيرد كما صرح به صاحب عجائب المخلوقات اما در كتب طب مسطورست كه صبا و دبور هر دو قريب باعتدالاند نسبت به شمالى و جنوبى بواسطهء وزيدن صبا اكثر در اول روز و تبعيت حركت آفتاب و وزيدن دبور اكثر در آخر روز و مضادت حركت آفتاب و يا بواسطهء اختلاف مساكن و آن يا بسبب مجاورت جبال ست يا بحار يا فيافى نخستين مجاورت جبال پس بلدهء كه جانب شمال آن كوه باشد هواى آن گرم بود بواسطهء حائل بودن كوه باد شمال بارد يابس را از رسيدن ببلده و حبس كردن باد جنوبى حار و رطب را و برگردانيدن بر ان و نيز بسبب مقابل بودن كوه شمالى آفتاب را و انعكاس شعاع وى از كوه بر بلده چه مدار آفتاب جنوبىست و بلدهء كه جانب جنوب آن كوه باشد هواى آن سرد بود بواسطهء مانع شدن كوه باد جنوبى گرم و تر را و حبس كردن باد شمالى سرد و خشك و برگردانيدن بر بلده و كوهى كه در جانب غربى بلده باشد بهترست از كوهى كه جانب شرقى بلده بود چرا كه كوه شرقى احتباس باد صبا كه بهتر از وبورست مىكند و كوه غربى بالعكس آن اما مجاورت بحار پس معمورهء كه در وسط بحر باشد هواى آن معتدل بود در حرارت و برودت بواسطهء آنكه مجاورت بحر غليظ كند هوا را از تراكم ابخرهء رطبه ازين جهت قبول سخونت و برودت از مسخن و مبرد به سهولت نمىكند كذا جزيرهء سنگلديپ و جزيرهء ملاكا و بلده كه در ناحيهء جنوب آن بحر باشد هواى آن نسبت بشهرى كه در ناحيهء شمال آن بحر بود گرمتر باشد و بالعكس و بحر شرقى بلده مرطب هواست فقط و بحر غربى آن مرطب مع التغليظ اما مجاورت فيافى پس مساكن كه در مفاوز ريگستان آباد شدهاند هواى آنها در موسم گرما بسيار گرم و خشك باشد چنانچه در علاقهء باروار ؟ ؟ ؟ از مضافات كشور هند و علاقهء بلوچستان از مضافات كشور افغانستان و اماكن بوادى ديار عرب و كشور روم در تابستان سموم مىوزد و مواطن كه متصل فيافى اشجار و خاربنهاى بسيار كه آب كم دارند و نيز از زمين بعضى از ان آب تراوش